معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
543
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
بينداخته « 1 » در مرغزار بشريّت مىچرد . و از چشمهء هوا آب مىخورد ، و بر صفت حيوانيّت و سبعيّت عمر مىگذراند ، جز خوردن و خفتن و كام راندن چيزى ديگر نمىداند « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا « 2 » وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » و كسى از شر وى رسته كه ميان به مخالفت وى بربسته كه قرآن مجيد چنين خبر مىدهد كه « وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » و جمله انبيا و رسل كه آمدند همه را بقهر و جهاد با اين نفس فرمودند و آنكه حقّ تعالى فرمود « وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ » حقّ مجاهدت آنست كه صفات امّاره را چون حرص و شهوت و شره و حقد و كبر و عداوت و بغض ، پرورش ندهى و هميشه زير دست دارى و اگر يكى از اين صفات سر بر زند آن را به سنگ جهد از خود بازدارى . * * * مار نفست بر سر گنج دلت « 3 » ساكن شده است * سنگ جهد از كوى طاعت بر سر آن مار زن امّا نفس مكّاره ، فروتر است از نفس امّاره ، قوت آن ندارد كه با سالك مقاومت نمايد اما پيوسته در كمين بود تا كى دست يابد و مثالش آنست كه چون مريد را در راه مجاهدت و رياضت و در مقام جمعيت بيند و سفرى از سفرهاى طاعت ، چون حج و غزوه و زيارت در پيش وى نهد گويد « 4 » اين بهتر ، و در منازل طاعت اين قدم عالىتر و در ضمن اين ، مكرى دارد مىخواهد كه مريد را به تلبيس از مقام جمعيت بافكند و آن را در آن سفر پراكنده خاطر و سرگردان كند و از آن حضور و جمعيتش محروم گرداند .
--> ( 1 ) - ح : نهينداخته . ( 2 ) - الف : يأكلون . ( 3 ) - الف : بر سر شعله دلت ساكن شدست . ( 4 ) - ح : گوئيا اين .